تبليغاتX
چیز
چیز
چیز همون چیز است که باید باشد.
ایران
ای همه عالمان دینی ایران!
قابیل دگرباره سر برداشته است،
مسلسل‌ها را واگذارید،
به راه آدم بروید،
با شعر به انکار او برخیزید.

و بدانید، امروز هم حتی:

نمی‌توانم زیبا نباشم
عشوه‌ای نباشم در تجلی جاودانه.

چنان زیبایم من
که گذرگاهم را بهاری نابخویش آذین می‌کند:
در جهان پیرامنم
هرگز
خون
عریانی جان نیست
و کبک را
هراسناکی سرب
از خرام
باز
نمی‌دارد.

چنان زیبایم من
که الله اکبر
وصفی ست ناگزیر
که از من می‌کنی.

زهری بی‌پادزهرم در معرض تو.
جهان اگر زیباست
مجیز حضور مرا می‌گوید.-

ابلها مردا
عدوی تو نیستم من
انکار توام.

ای همه عالمان دینی ایران!
قابیل دگرباره سر برداشته است،
مسلسل‌ها را واگذارید،
به راه آدم بروید،
با شعر به انکار او برخیزید.

و بدانید، امروز هم حتی:

نمی‌توانم زیبا نباشم
عشوه‌ای نباشم در تجلی جاودانه.

چنان زیبایم من
که گذرگاهم را بهاری نابخویش آذین می‌کند:
در جهان پیرامنم
هرگز
خون
عریانی جان نیست
و کبک را
هراسناکی سرب
از خرام
باز
نمی‌دارد.

چنان زیبایم من
که الله اکبر
وصفی ست ناگزیر
که از من می‌کنی.

زهری بی‌پادزهرم در معرض تو.
جهان اگر زیباست
مجیز حضور مرا می‌گوید.-

ابلها مردا
عدوی تو نیستم من
انکار توام.

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384 و ساعت 12:19 |
دو انگشت چسبيده روي اين

انگشت چسبيده روي شقيقه و ... بنگ!
مي‌ميرم از ...
تازه اول خنده‌ست
كمي مغز
از كاسه توي كاسه‌اي افتاده
كمي خون
شتك زده در ليوان و
- اين جنون
كه تازه اول بازي‌ست-
اَه چه مرگ تميزي!
پك مي‌زنم
انگشت‌هاي من
جز به دردِ كشيدن
به كار ديگري ...
به دردِ "كُشيدن"!
و خورده مغز تو را من
- چه فكر لذيذي- !
مرده‌ام از خنده

انگشت چاق‌ترت را كه مي‌مكي
گويا يواشكي
دارم به ياد گريه مي‌افتم
"لطفاً كمي بخند ... به ريشم"!
مي‌خندي ... از همين به بعد كه مي‌خندي
- شست سال قبل -!
و هر چه با انگشت اشاره مي‌كنم به بيني‌ام
‌مي‌بيني‌ام ولي
احساس مي‌كني
شُشت براي يك پُك ديگر
گشاده شده‌ست
دلت هم
چِت كرده‌اي تو و من منگ
و هرچه دلت هواي كمي مغز
هواي كمي بنگ
هواي كمي پاچه كرده است
با ما چه كرده است
عقربه‌هاي چسبيده روي اين دقيقه و ...
دنگ! دنگ! دنگ!




|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 و ساعت 11:20 |
هنوزم

هنوزم کار دنیا قیل و قاله/هنوزم صلخ آدمها محاله

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384 و ساعت 10:7 |
Powered By BLOGFA - This Template Desined By Reza aminzadeh